صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

424

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

( 1 ) نتايج و ثمرات صلح اين است صلح حديبيه كه هر كس ژرفاى بندهاى اين صلح را بسنجد ؛ ترديد نمىكند كه براى مسلمانان ، فتح بزرگى به حساب مىآيد . معلوم است كه قريش ، اصلا مسلمانان را به رسميّت نمىشناختند ؛ بلكه در صدد ريشه كن كردنشان بودند و انتظار داشتند كه روزى نابود شوند و با تمام نيرو مىكوشيدند از دعوت اسلامى جلوگيرى نمايند و مردم را از قبول دين مبين اسلام بازدارند تا نمايندگى و رهبرى دينى و صدارت دنيوى در جزيرة العرب ، به دست آنان نيفتد ؛ حال آن كه درخواست و پيشنهاد صلح از سوى قريش ، اعتراف به توان ارزندهء مسلمانان است و هيچ‌گاه قريش در مقابل آنان ياراى پايدارى نداشتند . ( 2 ) مفهوم بند سوم پيمان حديبيه آن است كه : قريش صدارت دنيوى و زعامت دينى مردم را فراموش كرده‌اند و جز نفس خويش به كسى نمىانديشيدند ؛ اگر ساير مردم و بقيهء جزيرة العرب - همگى - به اسلام مىگرويدند ، قريش به آنان توجه نمىكرد و ابدا كارى نداشت . مگر اين انديشه ، ناكامى و شكست فراگير و رسواكننده براى مردم قريش و پيروزى روشن براى مسلمانان نبود ؟ بىگمان جنگهاى خونين ميان مسلمانان و دشمنان ، مصادرهء اموال و از بين بردن انسانها و يا به زور وادار كردن مردم به تسليم در برابر اسلام نبود ؛ بلكه هدف نهايى مسلمانان از اين پيكارها و دفاعها ، آزادگى و آزادى كامل بشريّت در دين و عقيده بوده و هست : « . . . فَمَنْ شاءَ فَلْيُؤْمِنْ وَ مَنْ شاءَ فَلْيَكْفُرْ « 1 » . . . » : [ . . . هر كس بخواهد بگرود و هر كس بخواهد انكار كند . . . ] و هيچ نيرويى ، توانمنديهايشان را دگرگون نمىكند . اين هدفها با تمام لوازم و جزئياتش ، به گونه‌اى به دست آمد كه بسا اوقات ، در جنگها - با وصف پيروزى ظاهرى - امكان‌پذير نبود . مسلمانان در راه آزادگى بزرگ - در دعوت اسلامى - موفقيّت بسيار والايى كسب كرده‌اند . [ مىدانيم كه : ] تعداد مسلمانان [ رزمجو ] پيش از صلح حديبيه از سه هزار تن بيشتر نبودند ؛ حال آن كه در دو سال بعد ، در فتح مكه به بيش از ده هزار نفر رسيدند .

--> ( 1 ) - كهف / 29 .